برگرفته از  فرزندان کميجان

قدر زر زرگر شناسد       قدر گوهر گوهری

اگرچه بسياری از مهاجران نسل دوم و سوم و چهارم کميجان و توابع در رشته بسيار چشم فريب زرگری و طلاسازی و طلافروشی کار می کنند ولی اين هيچ ربطی به شعر بالا ندارد و آنها عمدتا قدر همان زر خودشان را می دانند و نه قدر نام و نشان ولايت و شهرشان را .

اين کاری را که ما در رابطه با تاسيس وبلاگهای گوناگون معرفی کميجان کرديم شايد الان خيلی به نظر مهم نرسد . ولی خواهد آمد روزی که بسياری از مردم کميجان و جوانانی که اصل و ريشه در کميجان دارند و باجبار به نقاط ديگری مهاجرت کرده و يا در آن نقاط زاده و بزرگ شده اند دارای امکان دارای امکان دسترسی به اينترنت می شند و دوست دارند و يا متمايل بدانستن برخی اطلاعات درباره شهر زادگاه پدر و مادرشان می شوند .

آنگاه است که قدر اين بذر های پراکنده در دشت اينترنتی را خواهند دانست و اين دانه ها ببار می نشينند و گل می کنند .

من همين حالا هم بخود می بالم ولی باور دارم که کاری که تاکنون انجام شده در مقابل کاری که بايد از سوی ديگران بزرگ و کوچک جوانان کميجان در آينده صورت گيرد تقريباٌ هيچ است . ولی در اثر باران که در لطافت طبعش خلاف نيست از هر تخم هفتاد تخم بر ميخيزد و از هر خوشه هفتصد دانه و هفت هزار تخم ديگر .

باور کنيد ثبت اطلاعات ضرری که ندارد منفعت هم دارد . اگر روزی رسيد و يک شيرناپاک خورده ای خواست نام خليج فارس را عرب گلف بنويسد اين اطلاعات و مدارک ثبت شده از قديم است که بدرد اثبات خلاف کاری او ميخورد و ميشود در دادگاه لاهه هم بر عليه او اعلام جرم کرد .

با ما همکاری کنيد .

يک صفحه اطلاعات برايم بفرستيد . درباره کميجان و سوابق آن . از هرچه که باشد .

کافيست نشان دهيد که اين صفحه را می خوانيد تا ما در نوشتن و کار بر روی اين مطالب دلگرم شويم

  
نویسنده : قاسم جاويد ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸۳