قسم به روز

مرتضي اميري اسفندقه

 

 مگر يتيم نبودي خدا پناهت داد

خدا که در حرم امن خويش راهت داد

 

هجوم جهل و خرافه ، هجوم تاريکي

خدا پناه در آن دوره‌ سياهت داد

 

خدا، خدا و خدا ، آن خداي بي ‌مانند

همان که عصمت پرهيز از گناهت داد

 

همان که جان نجيب تو را مراقب بود

همان که سينه خالي از اشتباهت داد

 

توان و توشه به پايان رسيده بود ، ولي

خدا رسيد به فرياد و زاد راهت داد

 

بگو که نعمت پروردگار پنهان نيست

خدا که دست تو را خواند و دستگاهت داد

 

خدا که چشم تو را با نماز روشن کرد

خدا که فرصت تشخيص راه و چاهت داد

 

چقدر واقعه‌ آسماني و شفاف

خدا به يمن دعاهاي صبحگاهت داد

 

خدا که عاقبتي خير و خوش عطايت کرد

خدا که آينه را نور با نگاهت داد

 

قسم به روز ، که خورشيد شمع خانه توست

قسم به شب که خدا برتري به ماهت داد

 

خدا که اشک تو را جلوه گهر بخشيد

خدا که شعله روشن به جاي آهت داد

 

خدا که جان تو را از الهه ‌ها پيراست

خدا که غلغله قوم لا اله ‌ات داد

 

يتيم آمده ‌ام ، مانده ‌ام ، پناهم ده

مگر يتيم نبودي خدا پناهت داد ...

  
نویسنده : قاسم جاويد ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ امرداد ،۱۳۸٥